تبليغاتX
خداوندا تو مي داني كه انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است؛ چه رنجي مي كشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است _ ژاله اصفهانی غم غریبی
اجتماعی-فرهنگی

 "مجری مراسم احمدی نژاد را با عنوان سالار ساده زیست عدالت ایران زمین معرفی کرد.کوروش نمادین بر روی سن رفت و رو به جمعیت و مقابل احمدی نژاد زانو زد و پس از آنکه احمدی نژاد چفیه ای را بر گردن او انداخت از منشور نمادین حقوق بشر رونمایی کرد.سپس یکی دیگر از هنروران در نقش کاوه آهنگر وارد سالن شد و با در دست داشتن نیزه ای که پرچم چرمی کاوه روی آن قرار داشت مقابل احمدی نژاد زانو زد و رئیس جمهور چفیه دیگری را روی گردن کاوه آهنگر انداخت. همزمان با این کار و موسیقی حماسی ای که نواخته می شد افرادی که لباس قومیت های مختلف ایران را بر تن داشتند روی سن حاضر شدندو بعد از ان یک هنرور با لباس بسیجی روی سن رفت و پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را به اهتزاز در آورد و بعد از آن تکبیر گفت. او سومین نفری بود که احمدی نژاد چفیه بر گردنش انداخت"

خبرگزاری فارس/۲۱/۶/۸۹/شماره خبر:۸۹۰۶۲۱۱۵۶۸

"محمود احمدی نژاد رئیس جمهور پس از رونمایی از منشور اصلی کوروش در موزه ملی ایران به جمع مشتاقان تمدن ایرانی اسلامی در سالن مجاور آمد و در مراسمی به طور نمادین بر گردن سرباز هخامنشی که با پوشش خاص آن زمان در سالن حضور داشت چفیه انداخت.کاوه آهنگر دیگر نماد چهره های مبارز و مقاوم ملت ایران در طول تاریخ بود که در این مراسم با درفش برافراشته خود در دفاع از مردم میهن حضور یافت و با حضور در مقابل رئیس جمهور فرد دیگری بود که چفیه-این نماد ایثار و سرافرازی ملت ایران را به گردن آویخت"

خبرگزاری ایرنا/۲۳/۶/۸۹

 

برادران....

بهترین را سروری باید و بهترین است که سروری خواهد

و آنجا که آموزه ای جز این در میان باشد، آنچه در میان نیست- بهترین است

عدالت با من چنین می گوید: انسان ها برابر نیستند

نیچه/ چنین گفت زرتشت

 

امواج ناهمگونِ صدا

در هم تنیده شد

و برف به تابستان بارید !

پس از آن بود

که نسل هرگز نبوده

از غار به تخت شاهی راه پیمود

همه را در یک یا دو ساعت !

 

شب از شعر گذشته است / وقت کشی نیست...این لحظاتِ پریشان که به جنگِ با خواب می گذرد / وقت کشی نیست...انتظار فریادی است...که ما را کشته است و بارور نمی شود

وقت کشی نیست جماعت / این خون ها را باید شست...درگاه خانه ی ما...با پرچم سیاه آبرودار نمی شود / خون ها را باید شست / از این پرده ها...رنگ های استیصال را بایست زدود...صبح را از زهرخند دشمن ایمن باید ساخت

وقت کشی نیست...زمانی را که به شستن خون برادرهایمان می گذرانیم...که ما از خونِ گرم مان گرم می شویم و...از رویای دردهای بی پایان مان به خواب می رویم

ما خواب را تمام می شویم...و تو نخواهی دید...بیداری ات را هرگز...که ما هشیار هشیار...در نیمه شب های سربی تهران...خون برادرهایمان را می شوییم

نه...وقت کشی نیست آرزوی رهایی را...باره ها تکرار کردن / وقت کشی نیست...سمِ حضور تو جاعل بی خبر از خدا و شیطان را...به زیرِ زبانِ گسِ خویش مزمزه کردن..."نه مگر شیطان با صداقت ترین راهنماست؟"

دستمال تعفن و بردگی را...به گردنِ که می اندازی؟...بر گردن پدر ایران...پدر آزادی؟ / وقت کشی نیست...زمانی را که به فشردن دستمال های تعفن...بر گردن تو...سپری خواهیم کرد

وقت کشی نیست...روز را با خشم خونین و لبِ خندان...سر کردن

که ما رشته های برادری مان را...ریسمان گلوی تو می کنیم / ای که در پیری متوقف شده ای و...نه جوان می شوی...نه زمین گیر

ما رد پای پدرمان را...بر تنِ خیابان های شهری که تو ساختی...جستجو می کنیم...و این جستجو را وقت کشی نمی دانیم...چرا که این خاک، " او است "

وقت کشی تحملِ تو است / ای شایعه ی بزرگ...ای حجمِ کوچکِ ذات...فراموش ات می کنیم ...و زمانی که برای فراموشیِ شایعه ی قدرتِ تو...صرف می کنیم...وقت کشی است / که حضور جوانه ها را در فرصتِ داس نگریستن...وقت کشی است...زوال لبخنده ی دختر ایران را...در پای دربارِ چروکیده ی زهد و تقوای تو دیدن و اما...چشم فروبستن...وقت کشی است

امشب از شعر گذشته ام...بی پلک...و بی دست...می نویسم...من که آزموده ی برزخیِ تاریخ ام...من که خون برادرهایم را...سال ها است...پیش از برآمدن صبح می شویم / در حالِ شستن خون ها... با خودم آرام زمزمه می کنم : بی گمان پای عقاب و شیر لنگیده است...که ردای عدالت و سالاری...بر تن روباهِ زرد و الاغِ لنگ می کنند...- پلک های تسکین را می بندم و به خوش باوری زمزمه می کنم-...در حالِ شستن خون ها

قلب من...رسوایی آئینِ بندگی را...به خوابِ یقین دیده است

قلب من...تصویرِ چنگ انداختنِ...حتی نوباوگان را...بر پرده ی خواب های بویناکِ تو...در خواب دیده است

زمانی که صرفِ ریزشِ همنوای...قطره خون ها و تکه گوشت ها...از قلب من شد...وقت کشی نبود...- آن زمان که جای پای رفیقان حریر و گلوله اش را...دوره می کرد-

تا مترسک دست ساز...وادارِ به زانو زدن در برابرت نشود...احساس بزرگی نمی کنی...که تو وارث خانه ی عنکبوتی و...من وارث تاج و تخت عاشقی

زیر تکه گوشت ها و...قطره خون های قلب خراشیده ی شاه جهان...نفس بکش / ای بی مایه...ای عادت کرده به بنده گی...غمِ من...بادِ بی حصاری است...بر تمام پهنه ی این خاک غریب...که از لابلای ورق های سفال...کاخ مقوایی تو را فرو خواهد ریخت

چه نیاز به خشم؟

وقت کشی است...زمانی که برای خشمگین شدن از تو...طی کنیم

 

+ نوشته شده در  ساعت 19:32  توسط امید | 
شام غریبان به تاریخ ِ ششِ دی

برای همه کشته شده های شش دی

نه برای خون های ریخته شده در سالهای بسیار دور

برای خونهای امروز

برای خونهای شش دی

 

شام غریبان

شام امتداد استبداد

امتداد جعل و فریب

اما نه فریبی/ که بیش از اینها

                                        بپاید

 

خون گلهای وطن در شش دی

خونی که در کالج٬ولیعصر٬پلِ چوبی و انقلاب ریخت

جامِ زهر است

        بر کام خروشنده و

       قلبِ سوزانِ جنبش

            - انفجار نفرت و زبانِ انتقام-

 

شامِ غریبانی دیگر نمی خواهیم

در شام های دیگر

به عزاداری نخواهیم نشست

     که آخرین شامِ غریبان آغاز شده است

         -آغازِ آخرین-

۶/۱۰/۸۸

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:9  توسط امید | 

آخر قصه کجاست؟

اینچنین که کور شدم

اینچنین که گم کردم و

هنوز هم از هیچ کدام برنگشتم

 

نه،من برنمی گردم

نه از تو و

نه از اینهمه راهی

که هیچ کدامتان

نتوانستید جای یکدیگر را بگیرید

 

نه

من باز هم گم تر می شوم و اما

 برنمی گردم

از اینهمه هیچ کدامی که همه ی ناتمام های منست

+ نوشته شده در  ساعت 4:34  توسط امید | 

 سلطان شب مرد است و فرمانده ی روز٬ زن

زن شب مغلوب است٬

به وقت روز در خانه ی مرد باش

که اینگونه٬  بر او چیره خواهی شد!

 

نمی شنوی؟

با ورودش

همه ی درها٬

به روی خانه ات باز می شود

اشتباه نکن٬

که گفتم همه ی درها!

غم و شادی!

و زندگی تو در جدال ایندوست

که معنا می یابد.

هر زمان که خانه ات

تنها به تسخیر یکی از اینها در آید

تهیِ روزهایت بیشتر می شود.

بی سبب نبود که آنهمه از بانوی همه چیز

حرف می زدم!

"غمت چو کوهی به شانه ی من

ولی تو بی غم از غمِ شبانه ی من"

 

بی سبب نبود که تو می گفتی:

برای تلخیها هم هست که می مانی.

که این همان فصلِ جدایی ما بود

من پیِ عشق بی زهر بودم و

عشق که بی زهر نمی شود.

"خدا تو را از من نگیرد

ندیدم از تو گرچه خیری

به یاد عمر رفته گِریم

کنون که..."تو را از من گرفت!

 

همان بهتر که مرد اینرا نفهمد

همان بهتر که تنهایت بگذارد

و در پی پاسخ به همه ی این چراها

عمری٬

آشیان عوض کند

و نفهمد که تا شب٬کور نباشد

ستاره نمی ماند

که تا شب نباشد...

 

خودت را نباز

بگذار این حماقت که نامش را مصلحت گذاشته

از قلبِ همچنان معصومِ زنانگی به دور باشد.

 

دور باشد و

تا همیشه با خودش پچ پچ کند:

"بهار من گذشته شاید"

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:34  توسط امید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ


تاريخ هجري شمسي          امروز برابر است با:
       
پيوندهاي روزانه
اردلان سرفراز
فرهاد مهراد
داریوش اقبالی
ستار
عماد رام
محمد رضا شجریان
اکبر گلپایگانی
ایرج جنتی عطایی
ابراهیم حامدی
بیژن مرتضوی
فرامرز اصلانی
فرید زلاند
سیاوش قمیشی
روح ا... خالقی
پرویز مشکاتیان
جواد معروفی
بابک بیات
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
شهریور 1389
دی 1388
آذر 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
تیر 1387
خرداد 1387
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پيوندها
مرتضی پارسا
پرستش
سهیلا شاملو
ایلیا
بندهشن
شیما
علیرضا آقائی فرد
محمد آسیابانی
مائده-ستاره شناسی
آتوسا حصارکی
مصطفی توفیقی
فراز لاری
داود بیات
روجا صداقتی
وحید دانشمندی
پوریا کلهر
مسعود
پیام سیستانی
شهرام میرزایی
مرتضی روحی
مریم حقیقت
سید مسعود حسینی
حسین جلال پور
صدیقه حسینی
علی بهمنی
فاطمه اختصاری
مرتضی
مهدی معارف
مهدی رهدار
مهدی آذری
ناصر آسیابانی
استاد شاملو
لیلا اکرمی
فدرس ساروی
اسفندیار دشمن زیاری
محسن رضوی
سید مهدی موسوی
زهرا زارعی
امید-بوف کور
محمد آسیابانی
مقداد تکلوزاده
آونگ خاطره های ما
راستی و مهردوستی
افق روشن
به چه جرم برایم...
دوست دارم یه دنیا
مهتاب
بوی گندم
نسیم تنهائی
سخنانی از دکتر علی شریعتی
عاشقانه هائی که من...
سایه روشن
آزاد از قید عشق
نالالايي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

رها (مهرآذين)

     عزيزان حاضر:
     تعداد بازديدها:
         
______لوگوي دوستان________ Image and video hosting by TinyPic